ابن الصوفي النسابة
112
المجدي في أنساب الطالبيين
عربى وفارسي در آن كتابخانه ، وآشنائى با جوان إيراني « 1 » پاك طينت كه كارمند آنجا بود ، وبطيب خاطر راهنمائيها وكمكهاى لازم را براي نشان دادن محل كتب چاپى بمن فرمود ، وسهل التناول بودن كتابها براي مراجعين ، براي اين ضعيف كه چند ما هي بود از كتب مورد علاقهام دور مانده بودم ، وبقول سعدى در برابر آن همه كتاب هم چون گرسنهاى در برابر سفرهء نان شدم ، واز آنجا كه تقريبا « فيها ما تشتهيه الأنفس وتلذّ الأعين » بود بمحض آنكه چشم بر جمال آن كتب افتاد قصد رحيلم بدل به أقامت طولانى ترى شد . دو سه روز بعد از همان دوست جديد إيراني خود پرسيدم كه آيا در اين كتابخانه نسخ خطّى عربى وفارسي هم هست ؟ گفت : بلى آن قدر مىدانم كه هست امّا چون قسمت كتب خطّى بكلّى از قسمت كتب چاپى جداست من از كم وكيف آن اطّلاعى ندارم ، ولى بيا تا تو را بدان بخش ببرم وبه مسئولين آنجا معرّفى كنم ، ومرا به آن بخش كه در طبقهء ديگرى بود برد ، واجمالا مرا بكارمند ديگرى معرّفى كرد ، وبسراغ كار خود رفت . من از آن كسى كه باو معرّفى شده بودم پرسيدم آيا فهرست كتب خطّى عربى وفارسي را بمن مىدهيد كه مطالعه كنم ؟ گفت : من از اين أمور اطّلاعى ندارم ،
--> ( 1 ) اين جوان شريف كه پور فرّخ نام داشت ، وبسيار دانش دوست ووطن پرست وكتاب شناس ، وخدمتگزار به فرهنگ إيراني ، وراهنماى دلسوزى براي ايرانيان مراجعه كنندهء به كتابخانهء عمومى نيويورك بود ، دو سه سال است كه از دنيا رفته است ، خدايش بيامرزد ، اين يادآورى كمترين قدر دانى است كه اين بنده از آن مرحوم كه در دست يافتن اين حقير به مخطوطهء « المجدى » مؤثّر بود انجام مىدهم ، خداى باو جزاى خير مرحمت فرمايد .